در صورتی که عقد، معلق باشد و منشا، به تحقق معلق علیه معلق گردد که برای تحقق آن تعهدی وجود دارد، عدم تحقق معلق علیه لزوما باعث بطلان یا به عبارت دقیق تر، انفساخ عقد نیست. به عبارت دیگر، در عقد معلق، با تعهد بر ایجاد معلق علیه، تحقق معلق علیه که شرط ایجاد عقد به معنای محصولی است؛ عدم تحقق آن لزوما به معنای شرط فاسخ برای انحلال عقد به معنای مصدری نیست. در اینگونه از عقود، با وجود تعهد بر ایجاد معلق علیه، اولا، نیازی به ذکر مدتی که معلق علیه باید در آن مدت ایجاد گردد وجود ندارد و تعهد بر ایجاد آن، عقد را از غرری شدن خارج می نماید؛ و ثانیا، در صورتی که برای تحقق معلق علیه مدتی مشخص شده باشد پس از سپری شدن مدت و عدم تحقق معلق علیه، با تحلیل اقتصادی معامله و اراده ضمنی طرفین از انعقاد عقد، می توان به عدم ضرورت وجود شرط فاسخ برای عقد به معنای مصدری قایل بوده و ادامه عقد یا تحقق شرط فاسخ را به اراده طرفی که شرط به نفع او واقع شده است موکول کرد.